خرید بک لینک

با نام و یاد حضرت حق

گل و گلاب

گیاه گل محمدی ریشه در خاک و گل تیره دارد و با کمک ریشه اش موادی را با کمک آب که مایه حیات است از دل زمین و از ذره های خاک می گیرد و به سمت بالا می فرستد. بذر گل ابتدا در دل تاریک خاک مسکن میگیرد و مدتی در تاریکی نادانی و نابینایی به سر می برد سپس ریشه می گیرد و در اعماق خاک فرو می رود هر چند هنوز هم با نور بیگانه است. نه باد را حس می کند و نه آفتاب را می بیند. اما زمانی که به تدریج رشد کرد و سر از خاک برداشت ،گرمای خورشید را حس می کند و شباهنگام از نبودن خورشید بر خود می لرزد ولی دیگر روز به هنگام صبح ، دوباره لبخند گرم و روشن خورشید را به نظاره می نشیند تا اعماق وجودش گرما گیرد . بدین گونه گل محمدی در گردش ایام می بالد و می شکوفد تا آنکه سرانجام روزی سر بر خاک تیره می نهد و به اصل خویش باز میگردد و یا این که خوراک جانداری می شود و مراحل دیگری را طی می کند. به هر تقدیر گلمحمدی عمری کوتاه دارد و با پایان یافتن عمر طبیعی اش، به تدریج از صحنه ی روزگار محو می شود گویی که اصلاً وجود نداشته است . اما گل با وجود عمر کوتاه و محدودش می تواند محصولی عرضه بدارد که با فناپذیری گل، به کلی بیگانه باشد: عطر دل انگیز گل محمدی. با وجود آن که گل هرگز نمی تواند جابجا شده یا سوار بر دوش باد به سمت خورشید پر کشد اما بوی خوشش را باد همیشه با نهایت روانی به هر طرف که شامه ی یار باشد می برد. گلاب، پاک ترین، عزیز ترین، زلال ترین و خلاصه ناب ترین آبی است که با آن بارگاه پادشاهان و بزرگان را مطهر و معطر می کنند، شامه ها را نوازش می دهند؛ روح ها را انبساط داده و روان ها را شاد می کنند. ریشه، ساقه، گل و گلبرگ حتی به خواب خودشان هم نمی بینند که به جایی روند که عطر گلاب می رود .البته ممکن است که گل با کمک باد، اندکی به چپ و راست متمایل شود اما آن حرکت اندک کجا و پرواز در آغوش باد بر فراز آسمانها کجا. شباهت غریبی است میان گل و آدمی. انسان نیز به مانند بذر گل، مدت زمانی را برای رشد جسمانی نیاز دارد که این مدت هفت سال است. در این هفت سال اول، نوزاد بیشتر و عموماً به تغذیه و مراقبت صحیح نیاز دارد. در هفت سال دوم به گلی می ماند که تازه سر از خاک بر آورده است و شب و روز ، نور و تاریکی و باد و باران را حس می کند و میفهمد که آن آبی که ریشه اش را در اعماق سیراب میکرد از آسمان می آید. بدین ترتیب رشد عقلی بر نمو جسمانی اش افزوده می شود. در هفت سال سوم، گل و گلبرگ های زیبا ، معطر و با طراوتی به مجموعه ی وجود وی اضافه می شود.البته لازم به ذکر است که در دختران، احساسات و عواطف بیشتر است لذا گیاه وجودشان زودتر می تواند به گل مهر و محبت آراسته شود و پرچمک هایشان شهد گیرد و بوی خوش برآورد و صد البته، گلی که زیبا تر و خوش عطرتر است، هوش از سر عطاران روزگار می رباید؛ بیشتر جلوهگری میکند و بوی بیشتری می پراکند. این به واقع همان زمان بلوغ شرعی یعنی زمانی است که آدمی به مرحله عطرافشانی رسیده است. اگر گل وجودش گلاب نشود و عطرافشانی نداشته باشد ، نمیتواند از عالم خاک فراتر رود. البته به کسی ضرر نمی رساند اما خود نیز به جایی نمی رود که زندگی جاودان و ابدی بیابد بلکه با پایان یافتن زندگی کوتاهش به مانند گلی پژمرده سر بر بالین خاک می نهد. بازهم اگر دست کم کاری کند که لااقل عکاس روزگار ازو عکسی یا فیلمی به یادگار بگیرد شاید چند صباحی به گونهای ماندگار گردد. اما اگر نتواند در زمان حیات کوتاه مدت خویش محصولی ماندگارتراز وجود جسمانی اش پدید آورد، نخواهد توانست به حیات ابدی دست یابد و در ان صورت جایش ماندن در گورستان است تا زمانی که کاملاً با زمین و زمان یکی شود و از حرکت و زندگی فردی بازایستد. هر گاه آدمی بتواند تولید کننده ی عطر و گلاب شود و درساخت عسل و تغذیه و شفای دیگران نقشی پیدا کند ،کامشان را شیرین سازد، وجودشان را سالم نماید، شامه شان را نوازش دهد و روحشان را جلا دهد، تا ابد ماندگار محبوب و مقرب خواهد بود. عطر، ریشه ،ساقه ، گل، گلبرگ ، خار و شاخه را رها می کند. هر چند گل او را در میان گلبرگ های زیبا و با طراوتش جای داده است وعزیزش می دارد و لطیف ترین منزل را برایش مهیا کرده و مصالحش را از اعماق زمین به آن بلندا می رساند اما عطر سبکبار، میل به رفتن، آزادی، دیدن و شناختن دارد . همسفر باد می شود. بادی که خود به فرمان سلیمان نبی بود؛ محبوب و مقرب سلطان بود. درسفری شگفت انگیز شاه را همراهی میکرد. به قالیچه اعتبار بخشیده بود و به مانند تخت و تخته ای محکم، فرش را در یک سطح نگاه داشته و به طریق مهارت و در راستای اراده ی شاه، در آسمان بی خط و نشان در آمد و شد بود.
آنچه از انسان موجودی ابدی و خوشبخت می سازد هماهنگی با نظم و نبض زمین و رشد در مسیری است که منتهی به محصولی ماندگار است . این چنین انسانی انسان صالح نامیده می شود چرا که اهل صلح و صلاح و عمل صالح است. عمل صالح یعنی اعمالی که برای دیگر انسانها و برای زمین، ماه و کل منظومه شمسی مفید باشد. انسانی که از یک سو در پی اصلاح خویش و هماهنگی با نظم و نبض زمین است و از دیگر سو در پی اصلاح وضعیت عمومی جامعه ی جهانی و آبادانی، سلامت، رفاه و خوشبختی کل ساکنان کره زمین اعم از گیاهان، حیوانات، آب، خاک، کوه، دشت و بیابان است. خوش خیالی و خوش گمانی نسبت به خداوند همانند بوی عطر گل محمدی برای خداوند خوشایند است. خوش مهری و خوش خدمتی، موجبات خوشحالی، شادی و سرور همگان را فراهم می آورد. ازگل قلب انسان صالح، عطر شوق، شادی، عشق ،علاقه و ایثار تراوش میکند و این عشق و محبت در آسمان ها پیشاپیش قلبش می تازد و با خود ارابه ی زرینی را یدک می کشد که حامل تابوت جسمانی اوست .
یوسف اکبرزاده

Jusef akbarzade

+ نوشته شده توسط Josef Akbarzade در سه شنبه ۲ آبان ۱۳۹۶ و ساعت 17:24 |

برچسب: نویسنده: آرمان توکلی تاريخ: جمعه 5 آبان 1396 ساعت: 1:36

صفحه بندی